کاربرد چرخه یادگیری در تدریس

چرخه یادگیری(1) بر چهار مرحله استوار شده است: تجربه، بازتاب و تامل، مفهوم سازی و سرانجام، کاربرد.

کاربرد چرخه یادگیری در تدریس


تدریس موفق، تدریسی است که بر مبنای نحوه یادگیری دانش آموزان مبتنی شده باشد. آشنایی با چرخه یادگیری به مدرسان کمک می کند که با درک بهتر از مراحل این چرخه، مباحث درسی را هر چه موثرتر ارائه کنند. چرخه یادگیری بر چهار مرحله استوار شده است: تجربه، بازتاب و تامل، مفهوم سازی و سرانجام، کاربرد. به منظور درک بهتر تاثیر چرخه یادگیری بر تدریس، مراحل آن را یک به یک مورد بررسی دقیق تر قرار می دهیم.

ادامه نوشته

نقش بازي در يادگيري کودک

بازي فعاليتي غير جدي و تفريح و فرار از تنهايي است كه كودك يا حتي نوجوان از خود نشان مي دهد بازي مختص يك دوره از زندگي نمي باشد بازي براي سنين مختلف فرد ممكن است معني و مفهوم و ارزش و اهميت خاص  مهمي داشته باشد . با توجه به معني و مفهوم آلپورت يعني فرد سالم كسي است كه بتواند فعالانه كار  كند ، بازي كند و دوست بدارد . آيا اين فعاليت ها در هر شرايطي به وجود مي آيد با بررسي چند مود از شرايط بازي به اين پرسش پاسخ خواهيم داد .

طبيعت بازي

طبيعت بازي شامل مكان  اشياء غير جانداري است كه كودكان خود را با آنها مشغول مي كنند در حيوانات به جزء انسان ها بازي به معني حركت شديد جسمي مانند اين سود آن سود و بدن به دنبال هم دويدن و درگير شدن با يكديگر است . در حيوانات به ندرت پيش مي آيد كه خود را با اشياء غير جاندار مشغول كنند اما در انسان ها بر عكس بازي به صورت استفاده از اشياء فيزيكي انجام مي شود و كودك و نوجوان با رشد جسمي و فكري خود از اين اشياء به طور نمادين و الگو استفاده مي كنند و سعي مي كنند مانند آنها عمل كنند به چيزهايي از خود به آنها ياد بدهند مانند پيروي كردن از عروسك ها و روبات هايي كه مطابق انسان حرف مي زنند و حركت مي كنند و كارهايي انجام مي دهند . از نظر اجتماعي در كودكي بازي به صورت انفرادي ، در سه سالگي به بازي موازي يعني بچه ها در كنار هم به تقليد از يكديگر به بازي مي پردازند مانند ( محيط مهد كودك ) سپس در چهار و پنج سالگي به بازي واقعاً اجتماعي مي انجامد .

 

ادامه نوشته

چگونه ترس دانش آموزان از مدرسه را کاهش دهیم؟

ترس از مدرسه بیشتر در دانش آموزان مقطع دبستان که ترس از جدایی از والدین در آن ها وجود دارد، مشاهده می شود.

نفسم داشت بند می آمد، پاهایم رمقی برای حرکت نداشت، دستانم می لرزید، گلویم خشک شده بود، دوست داشتم به خانه بازگردم، اشک هایی که در چشمانم حلقه زده بود، جلوی دیدم را گرفته بود. سرجایم میخ کوب شده بودم که نفر پشت سری هلم داد و گفت: برو! ترس نداره که ...!

آنچه خواندید ناگفته های یک محکوم به اعدام قبل از رفتن کنار چوبه دار نیست، بلکه خاطراتی است که اگر به سال های کودکی خود برگردید، شبیه آن را بسیار پیدا می کنید، خاطراتی که یا برای خودتان یا برای همکلاسی هایتان اتفاق افتاده است. روز اول مهر، روزی که همیشه برای بسیاری از دانش آموزان روز دلهره و اضطراب به حساب می آید. خیلی هم فرقی نمی کند که دختر باشند یا پسر، زرنگ باشند یا درس نخوان، سال اولی باشند یا سال آخری. البته این دلهره و اضطراب تا جایی که به ترس و وحشت از مدرسه تبدیل نشود و فرار از مدرسه را به دنبال نداشته باشد، طبیعی است ولی سوال این جاست با فرزندانی که به شدت از مدرسه می ترسند.

 

ادامه نوشته

ن به جا ماندن از این قافله عادت کردم🌺
و شما را فقط از دور ، زیارت کردم🌹

نوش جانش بشود هر که حرم رفت ، حسین🕋
خودمانیم ، ولی ، گاه ، حسادت کردم