خاطره یک معلم از نمره دادن به یک دانش آموز
آقاجان مادرت نمره نده! بگو چیکار کنم درسم خوب بشه
مشغول تدریس بودم. طبق معمول در هر كلاسی با توجه به تفاوت های فردی، دانش آموزان باهوش و مرزی داشتم در ارائه و درخواست تكالیف از دانش آموزان و نمره خیلی حساس بودم و به هر نحوی می خواستم دانش آموزان نمره ی بیشتری بگیرند و گاهی هم با توجه به این كه دانش آموزی با بهره ی هوشی كمتری در كلاسم بود سعی می كردم با خشونت او را به درس خواندن علاقمند كنم؛ ولی گویا این فكر نتیجه ی عكسی داشت.
یكی از روزها دانش آموزم نمره ی ضعیفی گرفته بود و من هم عصبانی شده بودم و می خواستم با پرخاشگری بفهمانم كه چرا نمره ات پایین است او متوجه شد و با چشم هایی گریان گفت: آقا من بیشتر وقت ها نمره ی كم می گیرم و نمره ی كم مرا، اول مادرم می بیند و یك دست كتك مفصل از دست وی می خورم! و سپس پدرم كه از كار بر می گردد با دیدن این نمره پایین یك دست هم كتك مفصلی هم از دست او می خورم! خلاصه برادر بزرگترم می بیند كتك مفصلی از دست او می خورم! و خلاصه این درس خواندن برای من یك مصیبت شده است. درحالی كه گریه می كرد گفت:آقا تو را به خدا برای من نمره ندهید و بگویید كه من چكار كنم در كجا راحت باشم!؟
دانش آموز داشت گریه می كرد و گفته های او انگار پتك های محكمی بود كه هر ثانیه بر سرم وارد می شد؛ و از آن پس تصمیم گرفتم كه هر موقع، با چنین دانش آموزانی ضعیف و هوش مرزی مواجه می شوم تفاوت های فردی آنان را مدنظر قرار داده و متناسب با توانایی آن ها، انتظارات آموزشی داشته و برای تقویت آن ها تلاش مضاعفی داشته باشم.
نعمت اله قاسمی.کارشناس ابتدایی. شهرستان نور از استان مازندران -مولف کتاب نگاره ها چه می گویند ؟ ، سرگروه آموزش ابتدایی- ناظر بر ارزشیابی کیفی توصیفی - مدرس مراکز ضمن خدمت در دروس جدید التالیف آموزش ابتدایی (روش تدریس فنون ، ریاضی ، علوم ، مطالعات اجتماعی )